نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

از وقتی غروبا ورزش میکنم خواب شبم افتاده یازده و نیم به بعد. دیشب نگم براتون چی خواب دیدم… ازون خوابا که صبح میگی: نههههه خواب بود؟! و حاضری دار و ندارت رو بدی و برگردی بری تو اون خوابه بمونی و بیرون نیای. ازون خوابا که شب بعدش که الان باشه تو تخت با خودت میگی: یعنی باز ادامه دیشبه؟   

خیلی وقت بود خیلی وقت که خواب خوب اینجوری ندیده بودم.