امروزمرخصی ام وحدس بزنید؟ بله قورمه سبزی باز گذاشتم. صبح حیاط شستم لباس پهن کردم تو آفتاب و اونی که میشناسه میدونه من چقد ازین کارا لذت میبرم.
مرغدار دیشب دوباره پیام داد. فکر کرده بودم دیگه دست برداشت. اما بنده خدا کلیک کرده. شاید یادتون باشه قرار داشتم یه ماه پیش اینا باهاش . یا شایدم بیشتر گذشته. رفتم و دوستش نداشتم. و بعد هم سرد شدم و گفت هموببینیم باز گفتم نه و بعد هم گفتم اگه میخوای فقط دوست باشیم و اونم به نظر میرسید که عقب کشیده ولی هنوز گهگداری پیام میده و دیشب نوشت که حتما اون روز قرار تاثیر بدی روت گذاشتم.
نه جانم. صرفا خوشم نیومد. همین. واقعا ساده است ولی ما آدمها مرض داریم. خودمون رو پاره میکنیم که یه چی از توش دربیاریم.
ازینا بگذریم دیروز رفتم موزه.و یه جیگری اونجا کار میکرد شبیه شازده کوچولو فقط با دومتر قد وموهای خرمایی تیره. و هی سرمو بلند مبکردم میبدیدم داره نگام میکنه و آخر اومد نزدیک و همش چند ثانیه مونده بود که بیاد باهام حرف بزنه اما من فرار کردم ! چهارده سالم شد تو اون لحظه !
خودمو چپوندم تو آسانسور و بای بای . چرا؟ نمیدونم. خیلی خوشگل بود.