نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

دیروز روز عجیبی بود انقد که امروز صبح اسهال شدم. من صبح روز بعد روزهای سخت اسهال میشم! 

هفت صبحه و‌هنوز نتونستم خودم و افکارم رو‌جمع کنم 

تنها آورده ام از تمام مشقت روحی دیروز فعلا فقط یه جمله استعاریه. که‌سرلوحه امورم سر کار میشه.

رسیدم به پنجاه کیلو و نیم. روی شکم هم اون دوتا خط عمودی افتاده اما هنوز جا دارم که عضله بسازم اخیرا ورزشم کمتر شده. 


من به خوب بودن خودم شک دارم. به اینکه حق با منه شک دارم. به اینکه تقصیر بقیه نیست . به اینکه عیب از من نیست. همیشه خشمم اول سمت خودم بوده. 

اما در عین حال یه چیز رو‌میدونم. اینکه همیشه اولین سوزن رو‌به خودم‌ میزنم یعنی معمولا پربیراه نیستم تو قضاوت هام.