انگار منم تنها بازمانده نبردی سهمگین. دشمن نیست. مرده. از پا درآمده. بعد از روزها جنگ و خون و درد.
من بردم. من ماندم.
اما مگر میشود در سکوت و سکون این میدان میان جسدهای بیجان و غبار و خون جشن پیروزی گرفت؟