نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

نوشته های بی‌ ملاحظه

هم سابق هم فعلی

خدمتتون عارض بشم که ۴۹ رو‌ روی ترازو دیدم. و‌خب الان دیگه قضیه ، قضیه ی وزن نیست و داستان پروتئین و‌ وزنه میاد وسط. چون میخوام  ورزشکاری و محکم  تر و جوون (منظور جوان نیست، منظور جووونه) بشم. 

شلوارها به کنار، تنگ ترین دامن هام هم دور کمرم میچرخن. حس خوبیه ولی موندم با لباس هایی که همه بهم گشاد شدن چه کنم. 

یه زمانی فکر میکردم اون شلوار کرمی که اندازه ام بشه چه ذوقی کنم. حقیقتا زیاد ذوق نکردم چون نمه نمه بهش نزدیک شدم. رسیدن اینجوری هاست ذوقش کمه چون زحمتش رو‌کشیدی. برا همینه که از دست دادن دردش تا کجاتو میسوزونه اما شادی به دست آوردن هیچ تو اون حد و اندازه ها نیست. چون از دست دادن معمولا یهویی و پدرصلواتی گونه است. اما به دست آوردن ذره ذره است و بابت هر میلیمترش فلانت فلان شده. 

اگه شما بلدین غیر از مرغ و‌ماهی و تخم مرغ من از کجا پروتیین بزنم بر بدن بهم بگید. به جز پودر اینا. 

رغبت نمیکنم هر روز‌گوشت بخورم. 



نظرات 2 + ارسال نظر
Perfectionist دوشنبه 3 آذر 1404 ساعت 02:33

ازت خوشم میاد، نوشته هات یجوری خوبی باهام رزونیت میکنه.
ماست ایسلندی، سفیده مایع بخر( پاستوریزه اش هس، ۱۵ تا سفیده خالی) باهاش پنکک درست کن یا با بیکن میکس کن. بادم زمینی اینا رو من جوش میزنم نمیخورم، اگر اوکی هستی خیلی کمش خوبه ولی کره اش جالب نیس. اسکالپس و میگو پروتینشون بالاس خصوصا اسکالپس scollops

سینه بوقللمون چرخ شده هم خیلی غذاها ازش در میاد

خوشی از خودتونه مرسی
با بادوم زمینی خوبم به خاطر کالری کم کرده بودم نمیدونستم پروتیینیه. ممنون بابت همه پیشنهادها، امتحان میکنم.

نگار سه‌شنبه 4 آذر 1404 ساعت 05:59 https://javaneidardelesang.blogsky.com/

خداقوت. نمیخوای جشن بگیری؟
والا غیراز این چیزایی که گفتی به ذهنم اینا میرسه:
گردو، بادوم، عدس و نخود، پنکیک پروتئینی، cottage cheese (خیلی تعریفش رو شنیدم)

مرسی
میگم جشن بمونه برای بعد از چند تیکه شدن شکم ؟
اره تعریف نخود رو‌خیلی شنیدم . عدس باید تو حجم زیاد باشه. پنیر و ماست هم مصرفم زیاده.
ممنون از همه پیشنهادات

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد