امروز صبح مرخصی گرفتم بیشتر برای جمع کردن خودم. اما خب سرما همخوردم و سوپ احتیاج داشتم ومن مادر و خواهر خودمم تو غربت.
نوشتم میاد اما نمیخواد…
که چی بشه؟ که بگم من خوبم وخفنم وفلانم؟ چقد مگه مهمه؟ مامانم صبح بهم میگه تو خیلی قوی و محکمی. الان افتخار کنم؟ چه فرقی داره اصولا؟
همچنان بوس به من اما بوس محبت امیز. نه تشویق چیز معناداریه نه تقبیح. یکی میتونه یکی نه.
ته این دنیا خیلی کمه خیلی کوچیکه خیلی نزدیکه